تبلیغات اینترنتیclose
به روي شقيقهء شب تير مي کشي( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به روي شقيقهء شب تير مي کشي
آنقدر دست بر حرير مهتاب کشيده اي
هيچ نبايدي در کار نيست...!

تو
منهاي گذشته ات يعني
داستاني کميک!

بيا
آغوش گرم تاانتها ترسانم
دست بر دار نيست
کمک کن
سوادش نمي رسد!

پشت هم پلک بزن
وقتي به التماس تنت فکر مي کنم
تَوهم دست هايم را نبيني !

لورور روسي تاثيري ندارد!
خودکشي
به احمقانه ترين شکل ممکن واجب است!
وقتي گلوله ها
به عشق تو درخود شليک مي شوند...

و در ادراک بوسيدنت
اسب هاي بخار شيهه مي کشند
لوکوموتيو راس ساعت آغوشت از ريل خارج مي شود
وپستان هاي زمين
بره هاي صورتم را از شير مي گيرند!

اين شعر را به رخت آويز خانه ات بياويز !
فرصت کم است
کسي نيست خدا را آرام کند؟!
وقتي در آغوشم فرو خورده اي...!

 


آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 150