تبلیغات اینترنتیclose
در باغ دلم دسته کلاغي دارم( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در باغ دلم دسته کلاغي دارم
در سينه خود غصه و داغي دارم

بيچاره ام از دست خودم با اين حال
با واژهء برگرد تلاقي دارم

آسآسمان


هر بار خودم دست خودم را بستم
با مرگ و نگونبختي خود هم دستم

هر بار خودم را به خودم فهماندم
من معني واژه نبودن هستم

آسآسمان

 


تا گريه کني زمين به هم مي ريزد
رخت نفسش را به تو مي آويزد

در خنده تو جاي خدا معلوم است
با اشک تو از ابر،خدا مي ريزد!!!

آسآسمان

 


چشمان تو درياي پر از مرواريد
رقصنده در امواج تماما ترديد

لا? تَدْعُو ثََبوراً وکسي در ساحل
از شوق تو با خداي خود مي رقصيد


آسآسمان


تو معجزه اي، حلاوتي، آييني
تو آيه بي چون و چراي ديني

تا مست شدم لب به سخن آوردي
تو معني عاشقانه اي غمگيني

آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 163