تبلیغات اینترنتیclose
در راه مي گفتي که بي راهي،خدا حافظ ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

 

در راه مي گفتي که بي راهي،خدا حافظ
در زير لب هم گفته اي گاهي خدا حافظ؟

پيداست از اين ماجرا خوشحال و خرسندي
با اينکه در بدرود همراهي،خدا حافظ

در منجلاب عشقمان دوري فقط روييد
از کوه مي گفتي... تو يک کاهي،خداحافظ

شيرينيت فرهاد را بيچاره تر کرده
افسانه اي،افسانهء آهي،خدا حافظ

از تٌنگ ناچيز دلم دريا نخواهي ديد!
از برکهء کم عمق من،ماهي،خدا حافظ

تو سايه اي درعمق اين تاريکي مطلق
من آن پلنگم در پي ماهي،خدا حافظ

درعمق دريا گنج مي ديدم تورا امّا
اي سکهء ناچيز ده شاهي...!
خــــــــــــــــــــــــــدا حـــــــــــــــــــــافظ

 

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -8, | بازديد : 48