تبلیغات اینترنتیclose
پريده رنگ از روي شعرم ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


پريده رنگ
از روي شعرم
شب کشيده به رويش
به رنگ مردمکت...

تا دهانمان از گلوله ها پر است
کسي
بر دار
لبخند نمي زند...!

جوخه در اسارت گلنگدن ها
آنقدر مسلح مي شود
کاري از دست خشاب خالي هم بر نمي آيد
افق به چشم هايم
تا کار مي کند جغرافياي تنت پنهان است
مگر نه تا بوده مني سرگردان
به روي سينه ات
سراب لبانت را مي ديدم
آرزوي هر سربازي
دفن شدن در خاک مادريش است
با اين حساب
بگذار در آغوشت دفن شوم...

 

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -7 , | بازديد : 144