تبلیغات اینترنتیclose
تورا به کدورت گذشته( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


تورا
به کدورت گذشته
محکوم مي شوم

آنقدر در راه آمدن دنبالت بودم
خودم در راه تلف شد!!

سايهء ناچيز مرا
با تاريکي اشتباه مي گيري!!

وقتي قدم مي خوري تنم را
آنقدر به شايعه بودنم دامن مي زني
افسانه مي شوم

کودکانه گوش مي دهي
و شهر را در انتهاي کدام بدرودي سر مي بري؟
آه چاره اي بي آبرو ست
از گلويم بالا مي خزد
در دهانم از ترس فرو مي بلعدم
چقدر درد مي کشد
هيچ گاه
در ابتداي راه
تابلوي ورود ممنوع نزن!!
بوي گونه هايت
ديدن را احمقانه مي کند

در به روي پياده رو مي بندي
و هيچ ترسي از عبور
تنهايي نداري

در طالعت بوي سيب مي آمد
سبد برداشتم بچينم
خدا از تنهاييت بيرونم کرد!!!


آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -7 , | بازديد : 134