تبلیغات اینترنتیclose
براي خيز اين تنم که جراتش شکسته است( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

براي خيز اين تنم که جراتش شکسته است
کمي کناره ام بگير زپيچ و تاب خسته است

براي بازي لبم که خشک ترد عاشق است
خميده قوس گونه ام ببوس تا نرفته است

بکوش تار بسته است تمام خاطرات شب
زآب حرف پخته ام دلم به تابه رسته است

دوباره در نگاه تو نشسته کودکي زرنگ
نترس پير گشته ام هواي نفس گسسته است

ببين چه ژاژ رسته ام کلاف کور کهنه را
تو سعي در چه مي کني هواي نفس رفته است

نبند، دست بسته ام گريز نيست خسته ام
ببند درب خانه را که پنجره شکسته است

تو دير مال ما شدي نگير گير ما شدي
بترس روز رفتن است دلم به خاک بسته است


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -6 , | بازديد : 183