تبلیغات اینترنتیclose
فکر کن زندگي يک ماهي( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

چاي محمود عطري ات يخ کرد:

**

فکر کن زندگي يک ماهي
توي قوطي تن خلاصه شود
مرز جغرافياي افغاني
به شب و کارتن خلاصه شود

فکر کن از تصدق دشمن
سنگ قبرت شکسته تر بشود
دردهاي تو دامن عثمان
سهم پيراهنت عمر بشود

فکر خمس نداده ات باشي
کشورت را به هر گدا بدهي
عاشق مام ميهنت باشي
مادرت را ولي به گا بدهي

يک وجب خانه را اجاره کني
بوي گندم کلافه ات بکند
توي حمام شعر بنويسي
مرده شوري ملافه ات بکند

کم کني از رژيم طولاني
شير روزانه شير پاکت را
چونکه شهرت درون گمنامي ست
گم کني اخرين پلاکت را

گشنگي را به استخوان بکشي
گرگ ها پشت دامنت بدوند
دردهايي شبيه مور و ملخ
صورت گندميت را بجوند

له شوي توي اخرين بشقاب
مثل يک هسته ي جويده ي پست
دست همسايه را نبر مادر
گربه ات دزد خانگي شده است

مثل مردي که لب ندارد باش
درد لبهاي بسته مي خواهد
جمع و تفريق صفر ممکن نيست
عاشقي دار و دسته مي خواهد

فکر کن اخرين چراغت را
لب بيگانه فوت خواهد کرد
بعد تو آسمان مهراباد
در تن من سقوط خواهد کرد

تو ابوالهول پارک ها بشوي
عده اي با کلاغ ها بپرند
آب رفته به جوي برگردد
آبروي تو را ولي ببرند

زنده باد انکه مرده ام مي خواست
آنکه ايمان به فصل سرد آورد
آه مادر! بنوش خونم را
چاي محمود عطري ات يخ کرد!!!!!!!!


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -1, | بازديد : 58