تبلیغات اینترنتیclose
کاشي به کاشي گريه مي کردم ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


کاشي به کاشي گريه مي کردم
وقتي تنت درگير شستن بود
وقتي حواست نيست من هستم
وقتي تو دستات من شدم نابود

بي تو صدف هارو نمي فهمم
وقتي که اسمت رو تن شب هاست
وقتي که قطره روتنت باشه
بايد بفهمي آسمون تنهاست

قربوني تن شستنت ميشم
از حال ميره قلب ناکوکم
ميخوام ببينم اون تن عشقو
ميخوام بميرم من برات کم کم

بس کن نگاتو از چشام بردار
بايد بگم حتما خدا ...
"اي داااااااااااااااااااااااااااااااااد"
اينجا بهاره خوب ميدونم
با اين سکوت دنيا شده فرياد

وقتي تو چشمات عشق مي بينم
وقتي تو گوشت مات حرفامه
انگار دستم رو تنت مونده
وقتي دلم اثبات حرفامه

ماهي شدي تو تنگ قلب من
يا يک پرنده توي اسم من
تو آسمونو خوب فهميدي
وقتي شدي تو بغض پيراهن

ديگه نميفهمم چرا تنهام
ديگه نميدونم کجا هستم
کسي ميفهمه من کورم؟
راه دلو رو آدما بستم

گناه پشت پا خوردن
از اندوه رفاقت نيست
ميدوني نمره رو دادن
رفاقت رو تنم شد بيست

هواي بي تو بودن صفر
هواي بي تو...


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -5 , | بازديد : 36