تبلیغات اینترنتیclose
براي بودنم با تو چنان بي تابم و مستم( آسآسمان) ...
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


براي بودنم با تو چنان بي تابم و مستم
که مي ريزد تمام ميوه هاي شعر از دستم

تو ديگر از کجاي شعر خنديدي که هر واژه
برقصيدو به رقص آمدکه دست عشق را بستم

تو معنا مي شوي در هر غزل وقتي نگاهت مي کند شاعر
تو شعري پشت پلکت مي دود هر اشک من هستم

براي بودنم با تو که قلبت جاي بودن هاست
زمستان را رها کردم ولي بن بست بن بستم

من از دستان پر مهرت جدايي را نمي خواهم
نمي خواهم اگر دنيا بفهمد با تو هم دستم

 


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -4, | بازديد : 75