تبلیغات اینترنتیclose
در گاهي به نشانه انتظار( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ شنبه 17 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


در"
گاهي
به نشانه انتظار
بهم کوبيده مي شود
نامت
لاي در مي ماند!

شب دامنش را جمع مي کند
خوني نشود!
ميدان اصلي شهر
با تمام چراغ هايش تنهاست!!
تنها با يک لامپ
دلم برايت تنگ مي شود
پس آنقدرهاتنهايي تاريک نيست
وقتي انتظارت را قاب مي کنم
به در مي آويزم:

((خراب است!!))

دستگيره بيچاره گناهي ندارد!

وقتي تکرار رفت و آمدم

نمک به زخم اتاق مي پاشد
چگونه از تخت برخيزم
در را براي خودم باز کنم؟!

 

 آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -4, | بازديد : 61