تبلیغات اینترنتیclose
صداي ناله از ديوار ومردي پشت هم سيگار ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

اينجوري ميشه وقتي دلتنگي

 و دلهره با هم رفيق ميشن...

 

**


صداي ناله از ديوار
ومردي پشت هم سيگار
زمستان هم تلافي کرد
براي آخرين ديدار

نفس تند است يعني که
کسي در آرزوي مرگ
بهارش اوج پاييز است
نشانش زردي هر برگ

چه فرقي مي کند وقتي
پر از اصرار پاييزي؟
پراز اميد پا خورده
چه پاييز غم انگيزي

زمستان در کف يک دست
صليبي بر تن آن دست
و عمري در سراشيبي
تمام آسمان بن بست

درونم برگ ريزان است
مني در من فروخورده
تبرزن هاي آماده
درختي در تنم مرده

درختي در تب باران
درختي بيد وارانه
درختي ريشه پيچانده
به دور حزن اين خانه

کسي در راه برگشتن
مني در دلهره مانده
خداي ذلت و خواري
برايم فاتحه خوانده

تنيده پيچکي مغموم
به دور اوج دلتنگي
کجايي مادر پاييز؟
کجايي اي بت سنگي؟

که معبد بي تو ويرانه
فرو پاشيده از ناله
که خشکيد از نبود تو
هزاران غنچه لاله

عزيز برگ ريزانم
زمستان سفالينم
کمي از فاصله کم کن
برس بر آه و بالينم

اگر چه آسمان هستم
همان آبي سر در گم
نمي خواهم ببارم بر
دل ناکوک اين مردم

تورا جز تن نمي بينند
براي لذتي واهي
بيا برگرد ماه من
بيا تا کي تو در راهي؟

اگر مغموم و دل مرده ام
اگر اسفندي سردم
تورا با عشق مي خواهم
نگو اينبار برگردم

کلافي کورو سر در گم
درونم رخنه ها کرده
زمستان در تنم مرده
مني در برف پا خورده

صدايم را نمي خواهي
براي ساعت کوکي؟
نميدانم کجا هستي
نميفهمم که متروکي

کسي در حد حسم نيست
اگر تا آخرش هستم
گمانم بوسه ات مي بود
که همچون عاشقي مستم

در اين پژواک دلتنگي
صدايم را نمي فهمي؟
جدايي از تباهي ها
چرا دوري ؟تو بي رحمي ...

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -3, | بازديد : 162