تبلیغات اینترنتیclose
هميشه خاطره اي هست ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


(وقتي که عاشق مي شود يک مرد)

**

هميشه خاطره اي هست
شبيه پچ پچ دوري
به گل دوباره نشستم
شبيه قصه کوري

سراب خاطره اي دور
شيوع بغض عجيبي
گلوي ساکت و غمگين
بروز حس غريبي

بگير ضامن من را
بکش که تشنه مرگم
شبيه غصه پاييز
شبيه اوج تگرگم

ببين زوزه که در را
شبيه زوزه گرگ است
شبيه ناله پاييز
شبيه داغ بزرگ است

چه بود در نفس تو ؟
چه بود حس نگاهت؟
چه بود فاصله بعد از
شروع وقت پگاهت؟

که مرد با خودش افتاد
که مرد با تو درافتاد
که کوچ کرده تمامش
دلش به پشت سر افتاد

درون ِ شعله عشق و
برون ِ وسوسه اي سرد
به سوگ وغصه نشسته
نگاه مبهم يک مرد

پري عشق و اميدي
جنون بعد تو آخر
شبيه ماه تو در من
تمام سال من آذر

خداي شعر مني تو
زني خلاصه يک زن
که کوچ کرده نگاهم
که کوچ کرده ازاين تن

دريده ظهر تن تو
لباس از تن خورشيد
وبغض کرده گلويم
که ماه بغض مراديد

جنون گرفته به دستش
تفنگ سر پر پيري
براي ناله آخر
براي اوج اسيري

 


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -2 , | بازديد : 110