تبلیغات اینترنتیclose
درحال فقير من جهان بيکار است ( آسآسمان)
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


درحال فقير من جهان بيکار است
لبخند بزن گلم،دلم بيمار است

تا ريشه زدي به اين زبان لالم
تلخ است ولي بدان دلم بيداراست

گفتي نفست به راه من سرد شده
بي همنفسم که همنفس سيگار است

شک داشت دلت براين دل اسپندي
شک نيست بدان که همدلم گيتار است

پيروز تويي که درنبرد احساس
لرزيد تنم وطالعم بي يار است

انصاف کجايي که به حقم برسم
برگرد که شاخه دلم بي بار است

باشد که دلت هميشه پيروز شود
غمنامه من در آخرش ديدار است

 

 آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -1, | بازديد : 174