تبلیغات اینترنتیclose
اشعار آسآسمان -9
پیچک ( آسآسمان)
شعر و ادب پارسی

آسآسمان



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


انگار درگير زمستونم
با جاي پات رو برف مي مونم
گفتي هوا سرده بيا پيشم
با اينکه ترسيدم نمي تونم

تو برف فصلت بهمن چشمات
ويرونه کرده حال دستامو
تو اين زمستون برف هم خوبه
تا پر کنه اندوه موهامو

هي دست مي بردم توي خلقت
هي بازي بي حرف و بي مهره
تو دست هات دنياي بردن هاست
هيچکي نمي فهمه تنت ظهره

دنيامو آوردي جلو چشمام
وقتي تو دستات مرگ مي ديدم
با هر طپش دنياي تو دستام
با گريه هام تو برف خنديدم

سرده خدا ميدونه سردم نيست
وقتي خيالت توي دستامه
دنيا بره گم شه تو تنهاييم
وقتي فقط اسمت تو حرفامه

آره درسته خوب ميدونم
مال مني دنياي ديوونم
دنيا بره گم شه تو که نيستي
تو بغض اين برفا نمي مونم

يه گل توي دستامه مي فهمي
دارم ميام گفتي هوا سرده
تو اين زمستون پراز سرما
اين پچ پچ کوتاه يک مرده

 


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 145

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به روي شقيقهء شب تير مي کشي
آنقدر دست بر حرير مهتاب کشيده اي
هيچ نبايدي در کار نيست...!

تو
منهاي گذشته ات يعني
داستاني کميک!

بيا
آغوش گرم تاانتها ترسانم
دست بر دار نيست
کمک کن
سوادش نمي رسد!

پشت هم پلک بزن
وقتي به التماس تنت فکر مي کنم
تَوهم دست هايم را نبيني !

لورور روسي تاثيري ندارد!
خودکشي
به احمقانه ترين شکل ممکن واجب است!
وقتي گلوله ها
به عشق تو درخود شليک مي شوند...

و در ادراک بوسيدنت
اسب هاي بخار شيهه مي کشند
لوکوموتيو راس ساعت آغوشت از ريل خارج مي شود
وپستان هاي زمين
بره هاي صورتم را از شير مي گيرند!

اين شعر را به رخت آويز خانه ات بياويز !
فرصت کم است
کسي نيست خدا را آرام کند؟!
وقتي در آغوشم فرو خورده اي...!

 


آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 149

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


با بغضِ تخت از خواب بيدارم نکن مادر
با اين همه مرداب بيدارم نکن مادر

افسرده ام در ضلع سردي از شکستن ها
کابوسي از سرداب بيدارم نکن مادر

مي ميرم از اين زندگي اين حس پوشالي
غرقم درون آب بيدارم نکن مادر

از دست هايم قطره قطره مرگ مي ريزد
با اين همه خونآب بيدارم نکن مادر

شعرو شکستن کار من از روز اول بود
يک واژه ام بي تاب بيدارم نکن مادر

بين صلاة عشق تا نفرت مکبر مست
اَصَعْبُ الاِعر?اب* بيدارم نکن مادر

گودال چشمانم پر از بي خوابي و مرگ است
مُردم درون قاب بيدارم نکن مادر

بايد بخوابم جان مادر زندگي درد است
اين جمله را درياب بيدارم نکن مادر

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 170

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در باغ دلم دسته کلاغي دارم
در سينه خود غصه و داغي دارم

بيچاره ام از دست خودم با اين حال
با واژهء برگرد تلاقي دارم

آسآسمان


هر بار خودم دست خودم را بستم
با مرگ و نگونبختي خود هم دستم

هر بار خودم را به خودم فهماندم
من معني واژه نبودن هستم

آسآسمان

 


تا گريه کني زمين به هم مي ريزد
رخت نفسش را به تو مي آويزد

در خنده تو جاي خدا معلوم است
با اشک تو از ابر،خدا مي ريزد!!!

آسآسمان

 


چشمان تو درياي پر از مرواريد
رقصنده در امواج تماما ترديد

لا? تَدْعُو ثََبوراً وکسي در ساحل
از شوق تو با خداي خود مي رقصيد


آسآسمان


تو معجزه اي، حلاوتي، آييني
تو آيه بي چون و چراي ديني

تا مست شدم لب به سخن آوردي
تو معني عاشقانه اي غمگيني

آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 163

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


تو دوري مثه آسمون از زمين
تو حرفام شدي يک جهان نقطه چين
مي خوام پر بگيرم برم تا نگي
پاشو گم شواز توي فکرم نشين

تو نيستي که دستام پر از خواهشه
دارم رو تن شب قدم مي زنم
کجاشو بگردم نگن بي مني؟
توي خاطراتت يه دنيا منم

تو گوشم نگو بي مني راحتي
همينه ميگن عاشقي مبهمه
واسه بازي نقش عاشق آخه
تو دستاي حسم يه چيزي کمه

داري روي ابرا قدم مي زني
منو خاک کردي توي خاطره
يه پروانه تو مشت تو گم شده
مي گفتي قشنگه نزارم بره

تو اون آسمون قشنگ چشات
خدا با توه اون همش پشتته
بزار پر بگيرن واسه چشم من
يه دنيا پرنده توي چشمته

 

 

آسآسمان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 136

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


لبم بي بوسه خشکيده کجايي؟
خدارا مي کنم نفرين نيايي*

مرا بر دار بي مهري ببندند
نمي خواهم از اين سهم جدايي

تورا يوسف مرا يعقوب خواندند
زليخا مي شوم شايد خدايي!

مرا در سجده گاهم غرق کردي
براي بوسه مي آيم گدايي

تو خونخواري بيا اين شا رگ من
بميرم بلکه تو شايد بيايي

تورا هم ساز مي ديدم، برقصيم؟
چرا ساکت شدي بي هم صدايي؟

مرا با غصه و غم آفريدند
تو لبخندي ،بخند اي آشنايي

نفس بي تو مرا هم حبس کرده
توجاني،آسماني، تو هوايي...


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 159

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


بي هيچ بحث و گفتگو درگير پاييزم
تا ذره ذره خاطراتم را بر انگيزم

هي مَرد خواهد مُرد در هر خط اين شعرم
خون سياوش را به پاي شعر مي ريزم

بي انتها در يک خلاء درگير آزادي
تا بينهايت غربتي از ترس لبريزم

عيش ونوشتن نوش هم گاهي ولي هرگز
بي عشق و لبخندم شبي سردو غم انگيزم

آتشفشان شهوتم خاموش و بي تاثير
شهري غريب از واژه هاي گردن آويزم

با ابر ميرقصم ببارد بر تن داغم
افتاده ام در يک سراب از مرگ سر ريزم

هي در کشاکش مي نشينم تا ببازد مرگ
در چشم هاي بي دفاع شهر تبريزم

جا مانده از اصحاب کهفم بي کس و تنها
خوابم به روي شانه هاي زلزله خيزم


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 159

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


بوي تنيدن مي دهي
مي ترسم
پيله دست هايم
به جرم آغوشت محکوم به گسستن شود

تو باريکه راهي
به ما شدن
در گيرو دار تنهاييم نشسته اي
به ساعت نگاه مي کني ...

سه دقيقه بامداد يعني
در فراسوي من
گورکني ايستاده به خاک سلام مي کند!!

حرف هايم
که در حرارت تنت آب شده اند
در انتهاي اين شعر
به پاي جرم بوسه هايم
تباه مي شوند

چقدر محکوم به اعدام داريم!
در فيش حقوقي اين ماه
گلوله ها را حساب مي کنند!

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 147

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دوباره پرسه مي خورد کوچه
چادري سياه به سر کشيده
شبا هنگام!

رقيبي ديگر سر از کوچه شما در آورده !!

در خواب
مي روي بيدار شوي
من در حسادتي دهشتناک
براي کشتن خورشيد
از رو به رو خنجر مي زنم!!

 

آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 140

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


من کوه کنم شيوه من کوه کني ست
تنهايي من هيزم آتش زدني ست

صد سال به تنهايي خود مشکوکم
آغوش من آغوش پدر سوختني ست

 


آسآسمان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار آسآسمان -9 , | بازديد : 132

صفحه قبل 1 صفحه بعد